کمیل و دعایش(2898 مجموع کلمات موجود در متن) (1942 بار مطالعه شده است) 
كميل
كيست ؟
دانشمندان علم رجال و درايه
درباره
كميل
چنين گفته اند:
شيخ طوسى در كتاب رجال خود
كميل
را از اصحاب اميرالمؤ منين و
امام حسن مجتبى (عليهماالسلام ) ذكر كرده است .
ابن ابى الحديد كه از علماء بزرگ
اهل سنت است درباره
كميل
مى گويد:
كان من شيعة على و خاصته
كميل
از شيعيان خاص اميرالمؤ منين بود.و
حجاج بن يوسف او را
با كسانى كه با او در
پيروى از اميرالمؤ منين شريك بودند - به جرم شيعه بودن به
قتل رسانيد. او مى گويد:
كميل
عامل و فرماندار اميرالمؤ منين بود در شهرى به اسم
هيت
كه گويا در كنار فرات
بود، ولى
كميل
در اداره كردن حوزه ماءموريتش تسلط كافى نداشته
بطورى كه لشكر معاويه بعضى از آباديها و روستاهاى او را مورد
حمله قرار داد و
كميل
نتوانست از آنها دفاع بكند و اين براى او نقطه ضعفى بود و
براى جبران كردن آن به بعضى از قرائى كه تحت تصرف معاويه بود
حمله نمود.
اميرالمؤ منين به او
اعتراض كرد و اين جمله ارزنده را فرمود:
ان من العجر الحاضر اءن يهمل
الوالى ما وليه و يتكلف ماليس من تكليفه
يكى از دلائل
ضعف يك مسؤل اين است كه موارد وظيفه خود را
انجام ندهد و چيزى كه وظيفه او نيست آن را
انجام دهد.
ذهبى كه يكى از علماى بزرگ اهل
سنت است درباره
كميل
چنين مى گويد:
كان شريفا مطاعا ثقة عابدا على
الشيعة
قليل الحديث قتله الحجاج
كميل
مردى شريف و در ميان قومش مورد احترام بود و دستورات او را
اطاعت مى كردند. مردى مورد اطمينان و در
پيروى اميرالمؤ منين و اطاعت خدا مى كوشيد و كم
سخن ، مى گفت قاتل او حجاج بن يوسف بود.
علامه معاصر صاحب قاموس الرجال در
توثيق
كميل
مى گويد:
سيد بن طاووس كه از علماى بزرگ
است در كتاب
كشف
المحجة
كه آن را براى فرزندش نوشته و وصاياى خود را باو مى نمايد مى
گويد:
بعد از جنگ نهروان مردم
از اميرالمؤ منين راجع به خلفاء سؤ
ال نمودند، حضرت به عبدالله بن عباس فرمود كه ده نفر از اشخاص مورد
اطمينان را
براى گواهى احضار كن ،
يكى از آنها
كميل
بود كه حضرت او را مورد اطمينان قرار داد.
مرحوم حاج ميرزا هاشم خراسانى در
كتاب منتخب التواريخ ، معاصرين اميرالمؤ منين را به
سه دسته :
حواريين ، ياران ، و خواص اصحاب
آن حضرت تقسيم مى نمايد.
حواريين اميرالمؤ منين را چهار
نفر: عمر و بن حمق خزاعى ، ميثم تمار، محمد بن ابى بكر و
اويس قرنى ذكر كرده . و خواص اصحاب حضرت بسيارند، از جمله آنها
كميل
بن زياد را ذكر نموده . سپس مى گويد:
كميل
از بزرگان تابعين بود كه حجاج بن يوسف در
سال هشتاد و سه هجرى در سن نود سالگى او را
به
قتل رسانيد.
شيخ مفيد كه از بزرگان شيعى متوفى
413 و مورد توجه ولى عصر بوده است ، در
كتاب ارزنده اش الارشاد مى گويد:
هنگامى كه حجاج فرماندار كوفه شد
كميل
بن زياد را طلبيد، جناب
كميل
چون خون آشامى حجاج را مى دانست مدتى متوارى شد. حجاج حقوق و
مزاياى طائفه و قوم
كميل
را قطع كرد. وقتى
كميل
فهميد با خود انديشيد كه من در سنين پيرى هستم و شايسته نيست كه
خوشاوندانم به واسطه من در مضيقه و ناراحتى
قرار گيرند، لذا خود را به ماءموران
حجاج معرفى نمود. وقتى چشم حجاج به
كميل
افتاد گفت من خيلى دوست داشتم كه به تو دست يابم .
كميل
گفت : از عمر من چيزى باقى نمانده ليكن موعد خداى تعالى است و
بعد
از قتل نيز حسابى است و
مولايم اميرالمؤ منين (سلام الله عليه ) به من خبر داده كه تو
قاتل منى . حجاج گفت : آرى ، تو در كشتن
عثمان شركت داشته اى . سپس حجاج ملعون امر
كرد گردن اين پير مرد صحابى را با شمشير زدند.
صدوق (عليه الرحمه ) كه از بزرگان
علماى شيعى و در حدود دويست كتاب و تاءليف از
او به جاى مانده در كتاب امالى خود گويد:
اميرالمؤ منين دست
كميل
را گرفت و به صحرا برد و آهى كشيد و فرمود:
الناس ثلثة عالم ربانى و متعلم
على
سبيل نجاة و همج رعاع
اتباع كل ناعق يميلون مع
كل ريح لم يستضيئوا بنور العلم يلجاؤ ا الى ركن ، يا
كميل
العلم خير من المال العلم يحرسك و انت تحرس
المال و المال تنقصه النفقة و العلم يزكو بالانفاق . يا
كميل
العلم دين يدان به يكسب الانسان الطاعة فى حياتة و
جميل الا حدوثة بعد وفاته و العلم حاكم و المال محكوم عليه با
كميل
هلك خزان الاموال و هم احياء و العلماء باقون ما بقى الدهر اعيانهم
مفقودة
و امثالهم موجودة
.
مردم سه دسته اند: گروهى عالم ربانيند (در معارف حقه و علم مبداء و معاد دانا هستند) و
گروهى متعلم اند، و دسته سوم مردم فرومايه
اند كه مانند مگسان بهر طرف باد وزيدن
گيرد به آن طرف حركت مى كنند از روشنايى علم بهره نيافته اند و متكى
به يك تكيه
گاه محكم نيستند.
كميل !
علم بهتر از
مال است ، زيرا تو مال را نگهدارى مى كنى در صورتى كه علم تو را
نگهدارى مى
نمايد، مال به واسطه بخشش
كم مى شود، اما علم بوسيله انفاق زياد مى گردد.
اى
كميل
!
علم برنامه اى است كه انسان به آن
عمل مى كند، به وسيله علم به دين است كه انسان در
حال حيات مى تواند خدا را اطاعت كند و بعد از
مرگ اثر خير او باقى بماند - اى
كميل
!
علم حاكم است و مال محكوم عليه است . اى
كميل
!
خزانه داران مال و ثروت هلاك شدند و خزانه داران علم و دانشها زنده
اند، و علماء و دانشمندان تا روزگار باقى است جاودانند. بدنهاى
آنها از نظر پنهاست اما
نشانه هاى آنها در دنيا موجود است.
دعای کمیل
1- ابوجعفر محمد بن حسن على شيخ
طائفه حقه شيعه معروف به شيخ طوسى (رضوان
الله عليه ) متولد 385 و متوفى 460 كه به عقيده كليه علماى
رجال از اكابر علماى شيعه و مرجع فضلاى زمان
بوده و دو كتاب از كتب اربعه (تهذيب و
استبصار) از آثار آن بزرگوار است . و بسيار
جليل القدر و عظيم المنزله و در تمام علوم دينى خبير و در علم
و
عمل و كمالات نفسانى بى
نظير بوده است . وى در كتاب
(مصباح المتهجد
درباره دعاى
كميل
چنين گويد: روايت شده كه
كميل
بن زياد اميرالمؤ منين را ديد كه : در شب نيمه ماه شعبان در
حال سجده اين دعا را مى خواند سپس شروع مى كند به دعاى مشهور
كميل
.
2-
علامه بهبهانى (معروف به استاد الكل فى
الكل ) متوفى 1206 كه در حدود دويست تاءليف دارد، در تعليقات
خود راجع به
كميل
مى گويد:
و هو المنسوب اليه الدعاء
المشهوره
كميل
كسى است كه دعاى مشهور منسوب به او است
.
3-
علامه مجلسى (ملا محمد باقر متوفى 1111 صاحب كتاب بزرگ
(بحار الانوار)
كه چاپ جديد آن يكصدو ده جلد شده است ) در كتاب زاد المعادكه كتابى
است در ادعيه
در اعمال شب نيمه شعبان
چنين مى گويد: چون دعاى
كميل
بن زياد كه از خواص اصحاب حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) است
بهترين دعاهاست و از دعاهاى اين شب است و در
اوقات ديگر نيز مى توان آن را خواند با
ترجمه ، در اينجا ايراد مى نمايد كه در وقت خواندن يادآور معانى آن
باشند تا فائده اش
تمامتر و ثوابش عظيم تر باشد.
نكته اى كه بايد ذكر شود اينست اين قسمت از روى نسخه خطى زاد
المعاد نوشته گرديده
كه در آخر نوشته شده : كه اين نسخه از روى دستخط خود مجلسى نوشته شده
است كه
تاريخ آن 1107 است ، كه
تقريبا چهار سال
قبل از وفات مجلسى بوده.
4- سيد بن طاووس متوفى سال 665
كه از بزرگان علماى شيعه و بعضى گفته اند
جزوكسانيست كه به زيارت حضرت مهدى (عليه السلام ) مشرف شده در
كتاب اقبال الاعمال
روايت كرده كه
كميل
بن زياد گفت:
روزى با
مولايم حضرت اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) در مسجد بصره نشسته بودم
، شب نيمه
شعبان را يادآور شديم ، حضرت فرمود هر بنده اى آن شب را به عبادت و احياء بگذارند و
دعاى حضرت خضر (عليه السلام ) را در آن شب
بخواند البته دعاى او مستجاب گردد.
چون حضرت به منزل آمد شب
به خدمت او رفتم ، چون مرا ديد پرسيد اى
كميل
براى چكار آمده اى . عرض كردم براى دعاى خضر آمده ام ، فرمود بنشين
، اى
كميل
!
چون اين دعا را حفظ نمايى و هر شب جمعه يك مرتبه و يا
در هر ماهى يك مربته و يا در هر سالى سك مرتبه ، يا در هر عمرى يك
مرتبه بخوانى
شر دشمنان از او دفع و خدا
تو را يارى مى كند و رزق و روزى تو زياد مى گردد و
گناهان تو آمرزيده گردد، اى
كميل
!
چون مدتى زياد در مصاحبت من
به سر بردى تو را شايسته آن ديدم كه با اين دعاى مبارك ممتاز و سرافراز گردانم .
پس فرمود بنويس و خود حضرت املاء فرمودند و من
نوشتم .
سپس سيد بن طاووس شروع
مى كند به نقل دعاى معروف.
5- محدث قمى (حاج شيخ عباس )
صاحب مفاتيح الجنان
در
منتهى
الآمال
در شرح حال
كميل
گويد: دعاى مشهور كه در شب نيمه
شعبان و شبهاى جمعه مى خوانند منسوب به آن جناب است .
لازم به تذكر است كه مرحوم حاج شيخ عباس قمى جزو علماء رجالى
است كه معروف است
.
مرحوم آيت الله العظمى بروجردى گاه گاه در علم
رجال به ايشان مراجعه مى كرد.
6- مرحوم حاج ميرزا هاشم خراسانى
كه خود محققى كم نظير بوده در كتاب ارزنده اش منتخب التواريخ
در شرح حالات
كميل
بعد از آن كه جريان شهادتش را به دست حجاج
نقل مى كند مى گويد: دعاى
كميل
كه در شبهاى جمعه و شب نيمه
شعبان خوانده مى شود منسوب به ايشان است .
7- علامه معاصر حاج شيخ محمد تقى
شوشترى در كتاب قاموس
الرجال
در شمن حالات
كميل
مى گويد: صاحب دعاى منسوب به او
كار در شبهاى جمعه و نيمه شعبان خوانده مى شود. البته در ضمن روايت
سيد بن طاووس
را نقل مى كند كه مذكور
شد.
8- شيخ كفعمى (ابراهيم بن على بن
الحسن جبل عاملى ) از علماى قرن هشتم كه در اكثر علوم
اسلامى ماهر و مردى زاهد و با تقوى بوده است و داراى كتابهاى
متعددى از آن جمله كتاب بلدالامين
و
مصباح كفعمى
كه جزو كتب دعا و بسيار معروف است در
اعمال نيمه شعبان در ضمن دعاهاى آن شب مى گويد:
ثم ادع بماروى ان اميرالمؤ منين
يدعوا به ليله النصف من شعبان و هو ساجد.
يعنى در نيمه شعبان اين دعا را
كه از اميرالمؤ منين روايت شده بخوان كه حضرت در
حال سجود آن را مى خواند.
|